دوست یک جادوگر کیه؟! این چیزیه که همه ی عمر از خودم پرسیدم! سالهای زیادی توی سیاره تنهاییم ، تنها موندم چون میترسیدم به هر کسی که از یه سیاره ی دیگه صدام میکنه، اعتماد کنم! باید اعتراف کنم که گاهی وسوسه می شدم دست هایی رو که به طرفم دراز می شه بگیرم و بهشون اعتماد کنم، اما نه! نه! نه! یه چیزی نگذاشت! می خوای بدونی چی؟ باشه، می گم! همین سوال! این که دوست واقعی من کیه؟! واقعا" کیه؟!
شاید بگی دوست واقعی اونی هستش که همیشه کنارت می مونه!در غم و در شادی!
شاید بگی دوست واقعی اونی هستش که می شه بهش اعتماد کرد وعشق ورزید!
شاید بگی دوست واقعی اونی هستش که بیشتر از خودت به تو فکر می کنه!
شاید بگی دوست واقعی اونی هستش که می تونی سرت رو بگذاری روی شونه هاش و سیر گریه کنی!
شاید بگی دوست واقعی اونی هستش که می تونی پیشش بلند فکر کنی! هر چی دلت می خواد پیشش بگی و مطمئن باشی که اون بعد از شنیدن حرف هات، هنوز همونیه که قبل از شنیدن اون ها بود!
شاید بگی دوست واقعی اونی هستش که دستت رو می گیره اما همه ی روحت رو لمس می کنه!
شاید هر کدوم شما، یه تعبیری بهتر از این ها هم داشته باشین، اما من می خوام یه چیز دیگه هم به همه ی این تعبیر ها اضافه کنم!
دوست واقعی یه من ، کسیه که بین من و اون هیچ چیز دیگه ای قرار نداره! تنها چیزی که من و دوستم هر دو خواستیم بین ما باقی بمونه، خداست!من به اون قول دادم هیچ وقت، هیچ وقت بین اون و خداش قرار نگیرم!اون به من قول داد هیچ وقت بین من و خدام، قرار نگیره!ما به هم قول دادیم تنها چیزی که همیشه اجازه داره فاصله ی بین ما باشه، فقط و فقط خدا باشه!
آخه می دونی، دوست واقعی کسیه که دوستش رو به گناه نمیندازه!

